Parsitem


آقا! لطف کنید نیایید، اوضاع قمر در عقرب است

قبل نوشت: این شعر زیبا را از محمود صارمی حدود یک سال قبل خواندم که درباره علیرضا جهانشاهی طلبه زندانی سروده بود، خواندنش این روزها هم خالی از لطف نیست:

آقا سلام…

حالتان خوب است؟

آقا خبرها را خواندید؟

علیرضا جهانشاهی طلبه سیرجانی

به 23 ماه حبس و تبعید محکوم شد!

به جرم…

تشویش اذهان خصوصی!

به جرم…

مبارزه با زمین خواران!

آقا…

پس لطف کنید نیایید

اوضاع قمر در عقرب است!

زبانم لال شما را هم می گیرند…!

به جرم…

عدالت خواهی

به جرم…

عدالت گستری

یک انگ می زنند به شما به این گنده گی!

به شما می گویند:

سیاسی کار!

نفوذی!

نعوذ بالله همین………………..

…………………..نقطه چین ها

که نمی توان نوشت!

حالا بیایید ثابت کنید…

حرفتان حق است

هیچ کس باور نمی کند!

این جا حق فرمولیزه شده است!

اگر آویزان جناح و حزبی باشی

حرفت خریدار دارد

اگر مجیز گوی بالا نشینان باشی…

حتی اگر دهانت لق باشد!

حرفت حق است…

آقا…

این جا قاضی ها با حکمشان

شاه کار می کنند!

یعنی همان کاری را می کنند

که شاه ملعون می کرد…

آقا…

این ها را از من نشنیده بگیرید!

فقط لطف کنید…حالا…حالاها

نیایید!

این جا…

واژه هایی چون…

عدالت…عدل…ظلم…مظلوم

آقازاده!…

…زمین خواری و…

را سرچ می کنند!

و بعد از آن

دهان گوینده!

ذهن نویسنده!

چشم عکاس را

فیلتر می کنند!

آقا…

سرتان را درد نمی آورم!

ببخشید که مزاحمتان شدم

خدا نگهدارتان

آقا سلام…

حالتان خوب است؟

آقا خبرها را خواندید؟

علیرضا جهانشاهی طلبه سیرجانی

به 23 ماه حبس و تبعید محکوم شد!

به جرم…

تشویش اذهان خصوصی!

به جرم…

مبارزه با زمین خواران!

آقا…

پس لطف کنید نیایید

اوضاع قمر در عقرب است!

زبانم لال شما را هم می گیرند…!

به جرم…

عدالت خواهی

به جرم…

عدالت گستری

یک انگ می زنند به شما به این گنده گی!

به شما می گویند:

سیاسی کار!

نفوذی!

نعوذ بالله همین………………..

…………………..نقطه چین ها

که نمی توان نوشت!

حالا بیایید ثابت کنید…

حرفتان حق است

هیچ کس باور نمی کند!

این جا حق فرمولیزه شده است!

اگر آویزان جناح و حزبی باشی

حرفت خریدار دارد

اگر مجیز گوی بالا نشینان باشی…

حتی اگر دهانت لق باشد!

حرفت حق است…

آقا…

این جا قاضی ها با حکمشان

شاه کار می کنند!

یعنی همان کاری را می کنند

که شاه ملعون می کرد…

آقا…

این ها را از من نشنیده بگیرید!

فقط لطف کنید…حالا…حالاها

نیایید!

این جا…

واژه هایی چون…

عدالت…عدل…ظلم…مظلوم

آقازاده!…

…زمین خواری و…

را سرچ می کنند!

و بعد از آن

دهان گوینده!

ذهن نویسنده!

چشم عکاس را

فیلتر می کنند!

آقا…

سرتان را درد نمی آورم!

ببخشید که مزاحمتان شدم

خدا نگهدارتان

سریال به سبک ایرانی

ماه رمضان آمد و بازار سریالهای پس از افطار حسابی داغ است. داشتم فکر میکردم که چقدر این سریالها شبیه به هم هستند. به این نتیجه رسیدم که تمامی این سریالها از یک سری عناصر مشترک استفاده می‌کنند که تقریبا در تمام آنها پیدا می‌شوند. یک لیست تهیه کردم که شاید بتوان به آن چیزهایی هم اضافه کرد. به هر حال آنچه که به ذهن من رسید این چند مورد است که به نظرم اکثرشان در 90 درصد سریالهای ایرانی ( به غیر از استثناهای خاص مثل سریالهای تاریخی و…) به چشم می‌خورند:

1 پلیس، نیروی انتظامی، حکم جلب، بازداشت
2 بیمارستان، بیماری، دکتر، پرستار، دارو
3 مرگ و مشتقات آن: بهشت زهرا، مراسم تدفین، ختم، عزاداری و…
4 عشق و یک رابطه عاشقانه از انواع مختلفش: یکطرفه، دو طرفه، نافرجام
5 ازدواج و مشتقات آن: خواستگاری، مراسم عروسی و…
6 فرد یا افرادی در اوج پلیدی و پلشتی و سیاهی
7 عکس آن، فرد یا افرادی در اوج صداقت و پاکی و خوبی
8 اعتیاد، مواد مخدر، قاچاق، ترک اعتیاد
9 این تازگیها یک آخوند ( به عنوان حلال مشکلات و کارشناس مذهبی)
10 زن دوم، رابطه پنهانی، صیغه (و ترویج غیر مستقیم آن)
11 تصادف، در جاده، آدم با ماشین و …
12 زایمان، یک بچه در راه، زن حامله و موارد مشابه

نکته جالب و عجیب اینکه سه لوکیشن قبرستان و بیمارستان و کلانتری جزء لاینفک ‌اینگونه سریالها هستند.

شما آراء را بردید و من شمارش آراء را

دیکتاتورها افراد عجیبی هستند و حکومت‌های دیکتاتوری به مراتب عجیب‌تر. شاید به همین خاطر باشد که در طول تاریخ سیاستمداران و نخبگان زیادی راجع به این پدیده اظهار نظرهای فراوانی کرده‌اند. چندتا از جالب‌ترین نقل قول‌ها راجع به دیکتاتور و دیکتاتوری را گلچین کردم که خواندنشان به خصوص این روزها خالی از لطف نیست:

یان ماساریک:

دیکتاتورها فرمانروایانی هستند که تا ده دقیقه مانده به سرنگونی‌شان، موجه جلوه می‌کنند.

کاساندرا(ویلیام کانور)، درباره مرگ استالین:

انگشت شمارند کسانی که می‌توانند با مرگ خود مایه خوشحالی این همه خلایق شوند.

وینستون چرچیل:

دیکتاتورها سوار بر ببر به این سو و آن سو می‌تازند و جرات پیاده شدن از آنها را ندارند و ببرها لحظه به لحظه گرسنه‌تر می‌شوند.

کاترین کبیر:

من خودکامه خواهم بود: این کار من است؛ و خداوند مهربان مرا خواهد بخشید: این هم کار اوست.

ولتر:

حکومت‌ها هم به چوپان نیازمندند، هم به سلاخ.

آناستاسیو سوموزا (دیکتاتور سابق نیکاراگوا)، خطاب به رقیب انتخاباتی‌اش:

شما آراء را بردید و من شمارش آراء را.

مصاحبه با فیس‌بوک و توییتر

امروز داشتم اخبار رو مرور می‌کردم که به یک مطلب جالب برخوردم و تازه فهمیدم این فیس بوک و توییتر هم به قول ابطحی تبدیل شده به اسم رمز. یعنی یک عده‌ای اصلا نمی‌دانند فیس بوک و توییتر چی هست فقط به عنوان یک عنصر مخالف یا رسانه خارجی قلمدادش می‌کنند. این را بخوانید تا عرض کنم:

حسن عباسی، رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال امنیت بدون مرز گفت: «امام خمینی می‌فرمودند هر وقت دشمن برای شما سوت و کف زد شک کنید ولی متاسفانه سخنگویان برخی خواص با رسانه‌های خارجی که دشمن نظام هستند از قبیل بی بی سی فارسی، VOA، توییتر و فیس‌بوک، مصاحبه کردند.»

ملاحظه فرمودید؟ این آقای رییس هنوز نمی‌داند که فیس بوک و توییتر شبکه‌های اجتماعی هستند نه تلویزیون یا رادیو یا روزنامه یا سایت خبری که بشود با آنها مصاحبه کرد. از این هم که بگذریم نه فیس بوک و نه توییتر هیچ‌کدام مخالف یا موافق یا دشمن نظام خاصی نیستند و اصولا کارشان جانب داری از دیدگاه خاصی نیست. فقط راهی برای اطلاع رسانی هستند که طرفداران نظام هم می‌توانستند ازشان استفاده کنند. کاش این آقا حداقل کمی مطالعه می‌کردند و بعد درفشانی می‍نمودند.

پیش بینی برنامه آینده صداوسیما؛ زندانیان: وقتی خبر تجاوز را شنیدیم، خنده‌مان گرفت

تجربه نشان داده است هر وقت اعتبار و آبروی نظام درباره مسئله‌ای اینچنین (نظیر نامه اخیر افشاگرانه کروبی) زیر سوال می‌رود صداوسیمای دولتی یا همان رسانه میلی، به سرعت وارد عمل شده و از یار دیرین خود نظام مقدس جمهوری اسلامی به شدت دفاع می‌کند. نمونه‌هایی از این رویه را همین چند شب پیش درباره ماجرای ترانه موسوی، یا چندی قبل راجع به قتل ندا و یا سهراب یا دادگاه‌های اعتراف و غیره و غیره دیده‌ایم که همگی با شتاب فراوان و اشتباهات زیاد سعی در سرپوش گذاشتن بر عملکرد نظام داشته‌اند. جالب‌تر اینکه جناب ضرغامی و دوستانشان آنچنان مضحک و خنده‌دار در این زمینه عمل می‌کنند که حتی طرفداران واقعی نظام را هم دچار شک و شبهه می‌کند. اما درباره این نامه کروبی و ماجرای تعرض‌ها در زندان‍ها هم احتمالا آقایان بیکار نخواهند نشست. چنان که فارس و کیهان و شریعت مداری و سایر هواخواهان سینه‌چاک ساکت ننشستند و عمق سوزش خود را از این نامه شجاعانه که بازتاب های فراوانی هم داشته نشان داده‌اند.

پیش بینی می‌شود طی روزهای آینده دختران و پسران جوانی احتمالا به نام مثلا زندانیان اخیر در تلویزیون معرفی شوند و از رفتار مهرورزانه بازجویان در زندان با خودشان تعریف و تمجید کنند. یحتمل در این برنامه‌ها چنین اظهاراتی یا مشابه آنها را شاهد خواهیم بود: هیچ تجاوزی در کار نبود، وقتی خبرش را شنیدیم، خنده‌مان گرفت، ما با بازجویانمان دوست بودیم و روزی نیم ساعت جوک برای هم تعریف می‌کردیم، برای خانم‌ها بازجو و مسئول زن وجود داشت، حتی دستشان هم به ما نمی‌خورد، اصلا این ما بودیم که به آنها تجاوز کردیم!

اشکالی ندارد. بگذارید دل آقایان خوش باشد که این حربه دشمن! را هم خنثی کرده‌اند. و فکر کنند که چه گزارشات تاثیر برانگیزی پخش می‌کنند. اما بدانند این راهی که می‌روند به ترکستان است.